
چيزي ندارم بگم...جز يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد جاذبه زمين را کشف کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد فکر کرد که چقدر بدشانس است و آن جا را براي هميشه ترک کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد آن سيب را نقاشي کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد مرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد سيب را با لذت خورد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد توشه اي از علم سيب بر ذهن گذاشت و عصاره اي شفابخش ساخت براي اثبات توانگري خويش در آن چه مردم معجزه ي طب مي ناميدند.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد گفت: اين سيب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگيرد.
عرفه عارف میخواهد به ذات خدا.
عاشق میخواهد به حبّ خدا.
عالم میخواهد به علم خدا.
و وقتی عارف شدی، باید قربانی کنی نفس خویش را.
و عید قربان، نمادی است از کشتن نفسی که عارف شده و رمی نموده، شیاطین جنی و انسی را.
خدایا؛ عارفم کن به ذات خویش و بپذیرم در عرفاتت تا درک کنم فضایی که مهدی فاطمه(عج) با دم مسیحاییاش آن را عطرآگین کرده.
خدایا؛ عرفه ای میخواهم در عرفات.
آمین یا رب العالمین
پسرک از پدر بزرگش پرسید :
پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
-اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر بزرگ گفت:
بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم:
باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم:
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم:
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.
سعید کلانتری
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمیدهم به سُرور بهشت این غم را
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
به نیم قطرهی اشک محبتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را
به یمن گریه برای تو روز محشر هم
خموش میکنم از اشک خود جهنم را
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را
من جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هرآنچه کند از توام جدا نکند
به غبار حرم کرب و بلایت سوگند؛ دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم.
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::

اخبار بسیار خوشایندی از برخی اصلاحات در حوزه نظام وظیفه به گوش می رسد که جای بسی خوشوقتی و سپاس دارد که برخی از آنها اجرایی شده و برخی بعد از تصویب قانون اجرایی می شود: کاهش مدت خدمت به 18 ماه، طرح بیمه درمانی سربازان و خانواده هایشان، افزایش مدت زمان شرکت در کنکور، افزایش حقوق سربازان (البته به اذعان فرمانده نیروی انتظامی علی رغم افزایشهای صورت گرفته هنوز حقوق بسیار اندک است.) بیمه بیکاری و...
اما به نظر می رسد در میان تمام این محسنات، توجه و تفتن به یک نکته خالی است که اتفاقا نکته ای بسیار کلیدی است: ارتش حرفه ای
ارتش حرفه ای چیست
سربازی میراث ناپلئون بناپارت است که توسط رضاشاه به ایران وارد شد. اما به مرور کشورهای جهان به ضعفها و ناکارآمدی های سربازی و ناسازگاری آن با حقوق بشر و حق انتخاب و آزادی جوانان پی بردند و به همین دلیل خدمت سربازی را حذف نموده و به جای آن ارتش حرفه ای را که مبتنی بر سربازی داوطلبانه است بنیان نهادند. در ارتش حرفه ای از سربازانی که به اجبار و به دلیل ترس از محرومیت از خدمات عمومی یا مجازات به سربازی می آیند، خبری نیست بلکه تنها از کسانی که مایلند در امور نظامی فعالیت کنند ثبت نام به عمل می آید و پس از تایید صلاحیتهای مندرج در قانون با آنها قراردادهای معمولا 5 ساله به امضا می رسد و در مقابل دریافت حقوق و مزایای کافی به خدمت ارتش در می آیند. این سیستم به دلیل کارآمدی و فواید بی شمارش به سرعت در جهان رواج یافت و اکنون 109 کشور از مجموع 197 کشور جهان سربازی را حذف کرده و ارتش حرفه ای بنیان گذاشته اند. اکثر کشورهای باقی مانده نیز طرح هایی عمدتا 5-3 ساله برای ایجاد ارتش حرفه ای تدوین کرده اند.
فواید ارتش حرفه ای
1- افزایش کارایی نیروهای مسلح؛ یک گروه کوچک، حرفه ای و آموزش دیده از تعداد بی شمار سربازان وظیفه کم آموزش دیده کاراتر هستند. به خصوص آنکه امروزه شیوه جنگها تغییر کرده و فزونی نفرات عامل موثری در برتری نظامی نیست.
2- افزایش تخصص گرایی نیروهای مسلح: مدت زمان اندک خدمت سربازی امکان تخصصی شدن نیروهای نظامی را به حداقل کاهش می دهد اما ارتش حرفه ای بر تخصصی شدن و حرفه ای شدن نیروهای نظامی استوار است.
3- انگیزه بالا: به علت آنکه سربازان در ارتش حرفه ای داوطلبانه آمده و حقوق کافی دریافت می کنند دارای انگیزه بالایی هستند که با سربازان وظیفه به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
4- استفاده از فن آوری های نوین و پیشرفته: به دلیل آنکه در سیستم سربازی اجباری، سربازان زیاد و فراوانی در اختیار است، میزان استفاده از فن آوری های نوین در قیاس با ارتش حرفه ای کم و توسعه آن نیز آهنگی کند دارد.
5- کاهش ریسک امنیتی: سربازان وظیفه وارد اماکن و فضاهای نظامی می شوند و به علت تعداد زیاد و زمان اندک، امکان نظارت و گزینش تمام آنها وجود ندارد و این امر ریسک امنیتی- اطلاعاتی را افزایش می دهد. در ارتش حرفه ای این ریسک به حداقل خود می رسد.
6- کاهش هزینه های اقتصادی دولت: درست است که سربازان وظیفه در مقایسه با سربازان ارتش حرفه ای حقوق بسیار اندکی دریافت می کنند اما با توجه به تعداد بی شمارشان و از سوی دیگر هزینه های هنگفت صورت گرفته در سازمان وظیفه عمومی و... برای شناسایی، اعزام و یا معافیت مشمولین و نهایتا تعقیب فراریان و.... هزینه های سربازی وظیفه هم کم نیست. حال اگر ضریب کارآمدی این دو را در نظر بگیریم بی تردید هزینه های سربازی وظیفه بیشتر خواهد شد.
7- نداشتن معایب سربازی وظیفه: سربازی وظیفه در کنار محاسنی که دارد، معایبی نیز دارد که از فواید آن فزونی می گیرد و ارتش حرفه ای از بسیاری از این معایب مبراست: ایجاد دشواری در مسیر ازدواج جوانان، صعب نمودن و دیر وارد شدن جوانان به بازار کار، سپری شدن نزدیک به 2 سال عمر جوانان در مسیری مخالف خواست آنان، برخی موارد مشاهده شده در پادگانها، دوری از خانواده، اضطرابها و ناآرامی های روانی و...
وضعیت ارتش حرفه ای در جهان

پیشتر در گزارشی به بررسی وضعیت سربازی در جهان پرداختیم که جهت مشاهده اسامی کشورها به گزارش مراجعه نمایید. از میان 197 کشور جهان 109 کشور سربازی را حذف کرده و ارتش حرفه ای دارند. 29 کشور سربازی کمتر از یک سال دارند. در 8 کشور از سربازان در امور نظامی مسلحانه استفاده نمی شود. 10 کشور سربازی انتخابی دارند. 15کشور از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری استفاده می کنند. ایران به همراه 25 کشور دیگر 18 ماه و یا بیشتر سربازی، بدون حق انتخاب و همراه با به کار گیری در امور عملیاتی نظامی دارند؛ که متاسفانه نشان می دهد علی رغم تمام اصلاحات و بهبودها هنوز با وضع مطلوب فاصله داریم. در میان همسایگان ایران كشورهای افغانستان، عراق، عربستان، عمان، قطر، امارات متحده، پاكستان و بحرین سربازی اجباری را لغو كرده اند.
اگر امروزه توجیه ضرورت سربازی برای جوانان آسان نیست، در آینده و با توجه به روند رو به رشد ارتش حرفه ای و حذف سربازی در جهان، صعب و محال خواهد شد. از اکنون باید فکری کرد.
نکات بسیار مهم
1- امروزه که اکثر کشورها ارتش حرفه ای دارند و بسیاری در مسیر حرکت به سمت آن هستند، تحقق ارتش حرفه ای اجتناب ناپذیر شده و به همین دلیل است که ضرورت دارد نمایندگان مجلس در اصلاحیه خود بر این قانون به ارتش حرفه ای توجه کنند و الا به نظر می رسد در زمانی نه چندان دور مجددا این قانون باید به اصلاح سپرده شود.
2- تحقق ارتش حرفه ای کاری نیست که بتوان در زمانی کوتاه آن را محقق کرد؛ چرا که این روند باید به صورتی انجام شود که به توان دفاعی نیروهای مسلح کوچکترین خدشه ای وارد نشود. به همین دلیل است که باز هم ضرورت دارد نمایندگان از هم اکنون به این مساله توجه کنند. به عنوان مثال کشورهایی چون آلبانی، استونی، اوکراین، صربستان، کرواسی هم اکنون طرح های 3 تا 5 ساله برای تحقق ارتش حرفه ای دارند که اکثرا در سال 2010 سربازی اجباری را حذف خواهند کرد. تایوان طرحی ده ساله طراحی کرده که هر سال ده درصد از شمار سربازان اجباری کم میشود. با توجه به تحولات اخیری که سپاه در ساختار خود ایجاد نموده بستر مناسبی برای گذار به ارتش حرفه ای ایجاد شده است.
3- طرح ارتش حرفه ای منافاتی با استفاده از سربازی اجباری در زمان جنگ ندارد و می تواند تنها ناظر به زمان صلح باشد. چنانچه کشورهای زیر سربازی اجباری را حذف کرده و ارتش حرفه ای ایجاد کرده اند اما این حق را برای نیروهای مسلح گذاشته اند که در شرایط اضطراری مانند جنگ از سربازی اجباری هم بهره بگیرد: اتیوپی، بنگلادش، بلیز، هلند، شیلی، بلژیک، ایرلند، بولیوی، اروگوئه.
4- طرح ارتش حرفه ای منافاتی با آموزش های دفاعی و نظامی به جوانان ندارد. چنانچه مثلا تایوان تاکید کرده که بعد از حرفه ای شدن ارتش، دوره سربازی حذف می شود اما دوره آموزش آن به قوت خود باقی خواهند ماند. اتفاقا بر اساس قانون اساسی ایران دوره آموزش سربازی قابل حذف شدن نیست اما می توان دوره بعد از آموزش را در یک روند تدریجی و برنامه ریزی شده حذف کرده و ارتش حرفه ای را جایگزین آن نمود.
5- این مقاله از تحولات و اصلاحات کمی و کیفی صورت گرفته در ساختار و شیوه سربازی در چند سال اخیر استقبال می کند و به هیچ وجه قصد نادیده گرفتن آنها را نداشته است.
نظر شما در مورد خدمت سربازی در ایران چیست؟
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
- ديباگ كردن يك كد چندين مرتبه از نوشتن آن سختتر است. بنابراين اگر كد اوليه خود را بسيار هوشمندانه بنويسيد، جهت ديباگ كردن آن به اندازهي كافي باهوش نخواهيد بود! (Brian Kernighan)
- تنها دو نوع زبان برنامه نويسي وجود دارد: آنهايي كه برنامه نويسها از آن شكايت دارند و آنهايي كه اصلا مورد استفاده قرار نميگيرند! (Bjarne Stroustrup)
- هر كسي ميتواند كدي بنويسد كه يك كامپيوتر آنرا درك كند. يك برنامه نويس خوب كدي را مينويسد كه براي ساير همكارانش قابل درك باشد. (Martin Fowler)
- اندازهگيري درصد پيشرفت يك پروژه برنامه نويسي با شمارش تعداد سطرهاي كدهاي آن همانند اندازه گيري درصد پيشرفت ساخت يك هواپيما از طريق وزن كردن آن است! (Bill Gates)
- برنامه نويسي سطح پايين (Low-level) روح برنامه نويسها را جلا ميبخشد! (John Carmack, ID software)
- بزرگي واقعي با اندازه گيري مقدار آزادي كه به ديگران عطا ميكنيد، سنجيده ميشود و نه به اينكه چگونه ديگران را وادار ميكنيد تا آنچه را كه مد نظر شما است اجرا كنند. (Larry Wall)
- هيچگاه از gets و sprintf استفاده نكنيد، در غير اينصورت شياطين به زودي به سراغ شما خواهند آمد! (FreeBSD Secure Programming Guidelines)
- صحبت كردن ساده است. كدت رو نشون بده! (Linus Torvalds)
- علوم رايانه هيچگاه شخصي را تبديل به يك برنامه نويس خوب نميكنند همانطور كه مطالعه در مورد رنگها و قلمها شما را تبديل به يك نقاش خوب نميكند. (Eric Raymond)
- برنامه نويسي مانند س.ك.س است. يك اشتباه و سپس تحمل كردن و پشتيباني آن تا آخر عمر! (Michael Sinz)
- هيچ برنامهاي تا زمانيكه آخرين يوزر آن بميرد به پايان نخواهد رسيد! (از يك گروه پشتيباني نرم افزار ناشناس!)
- برنامه نويسهاي C هرگز نخواهند مرد. آنها فقط تبديل به void خواهند شد. (ناشناس)
- پايان دنياي يونيكس 2 به توان 32 ثانيه پس از اول ژانويه 1970 است! (ناشناس)
- زماني كه كد مينويسيد فرض كنيد شخصي كه قرار است در آينده از كدهاي شما نگهداري كند يك ديوانهي زنجيري است كه آدرس خانهي شما را ميداند! (Rick Osborne)
- سادگي يك برنامه يكي از شرايط قابل اطمينان بودن آن است. (Edsger Dijkstra)
- يونيكس سيستم عامل سادهاي است، اما شما بايد فرد باهوشي باشيد تا بتوانيد اين سادگي را درك كنيد! (Dennis Ritchie)
- اگر به كامپايلر دروغ بگوئيد او بعدا انتقام خواهد گرفت! (Henry Spencere)
- پرل تنها زبان برنامه نويسي است كه پيش و پس از رمزنگاري RSA به يك شكل به نظر ميرسد! (Keith Bostic)
- تنها دو صنعت هستند كه به مصرف كنندگان خود "كاربر" ميگويند: صنعت كامپيوتر و تجارت مواد مخدر! (ناشناس)
منبع : vahidnasiri.blogspot.com
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
شدیدها درگیرم... درگیر تجارت... واقعا کار سختیه؟...
حالا نمیدونم چجوری از این تنهایی بیام بیرون... تنها رفیقم بهم نارو زد... تنهام گذاشت بعد از اون همه محبتی که بهش کردم...
خیلی نامردی کرد... خیلی.... ..
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
رازهاي مرگ 9

مراحل پنجگانهي دنيا
"إعلموا أنّما الحيوةُ الدّنيا لَعِبٌ و لهوٌ و زينةٌ و تفاخرٌ بينكم و تكاثرٌ في الأموالِ و الأولادِ كمثلِ غيثٍ أعجبَ الكُفّارَ نباتُه ثم يهيجُ فتراه مُصفّراً ثم يكونُ حُطاماً و في الآخرةِ عذابٌ شديدٌ و مغفرةٌ من اللّهِ و رضوانٌ و ما الحيوةُ الدّنيا إلّا متاعُ الغرور"
بدانيد كه زندگاني دنيا، به حقيقت بازيچهاي كودكانه است و لهو و سرگرمي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يكديگر، و حرصِ افزودن مال و فرزندان مي باشد. اين حقيقتِ دنياست و در مَثَل مانند باراني است كه به موقع ببارد و گياهي در پي آن از زمين برويد كه برزگر يا كافران دنياپرست را به شگفت آرد و سپس بنگري كه زرد و خشك شود و بپوسد. در جهان آخرت دنياطلبان را عذاب سخت جهنّم و مؤمنان را آمرزش و نيز خشنودي الهي نصيب است. بدانيد كه دنيا جز متاع فريب و غرور، چيزي نيست.
بنابراين، غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانهي انسانِ دنيامدار را تشكيل ميدهد.
نخست، دوران كودكي است كه زندگي در هالهاي از غفلت، بي خبري و بازي فرو ميرود. سپس، مرحله نوجواني فرا ميرسد و سرگرمي، جاي بازي را ميگيرد. در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم ميسازد و از مسائل جدّي دور ميدارد.
مرحله سوم، مرحلهي جواني، شور، عشق و تجمّل پرستي است. در مرحلهي چهارم، احساساتِ كسبِ "مقام و فخر" در انسان خودنمايي ميكند و در مرحلهي پنجم، به فكر افزايش مال و جمع ثروت و نفرات ميافتد.
قرآن، همهي اين مراحل را متاع فريب و نيرنگ ميداند. بنابراين، دنيا ابزاري است براي خودفريبي و فريب دادن ديگران. اين، در مورد كساني است كه دنيا را هدف نهايي خود قرار ميدهند، به آن دل ميبندند، بر آن تكيه ميكنند و آخرين آرزويشان دست يازيدن به آن است.
از دنيا بپرهيزيد كه آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نميرسد،و بلا و درد آن آرام نميگيرد
اما اگر مواهب اين جهان مادّي وسيلهاي براي وصول به ارزشهاي والاي انساني و سعادت جاودان باشد، هرگز دنياي مذموم نيست، بلكه مزرعهيآخرت و پلي براي رسيدن به هدفهاي بزرگ است.
زمين، آسمان، ابر، باد، مه، آفتاب و ماهتاب، سراسر آيات الهي و مظاهر جمال و جلال حق، نشانهي حق، مجراي فيض، آينهدار خداوند و ظهور حكمت عملي و پياده شده آن است و هرگز دنياي مصطلح نيست، بلكه دنيا، همان قراردادهاي ويژهاي است كه جهت زندگي مادي برنامه ريزي ميشود و انسان فريب آنها را ميخورد؛ مانند: فخرها، خيالزدگيها، دلباختگيها، پيوندهاي اعتباري، القاب، پست و مقام و جاه.
امير مؤمنان عليهالسلام با واژگاني بليغ و زيبا، دنيا را چنين معرفي ميفرمايد: "تَغُرّ و تَضُرّ و تَمُرّ إنّ اللّهَ تعالي لم يُرضها ثواباً لأوليائه و لا عقاباً لأعدائه وإنّ أهلَ الدّنيا كركبٍ بينا هم حَلّوا إذ صاحَ بهم سائقهم فارتحلوا"1 ؛
دنيا با زينت و آرايش خود، فريب ميدهد و با بلا و گرفتاريهايش زيان ميرساند و به سرعت و شتاب ميگذرد. خداوند سبحان بر اثر حقارت و پستي دنيا،راضي نگشت كه آن را پاداش دوستان خود،يا كيفر دشمنانش قرار دهد. اهل دنيا مانند كارواني هستند كه فرود آمده اند تا رفع خستگي كنند ناگاه قافلهسالار آنان برآنها بانگ ميزند: كوچ كنيد كه اين مكان، جاي استراحت نيست. پس كوچ كنند.
از اين رو با سفارش اكيد فرمود: "فعليكم بالجِدّ و الاجتهادِ و التّأهُّبِ و الاستعدادِ و التَّزوّدِ فى منزلِ الزّاد و لاتَغُرنّكم الحياةُ الدّنيا كما غَرّت من كان قبلَكم مِن الأمم الماضية و القرونِ الخالية..." ؛2
برشما باد به سعي و كوشش به طاعت و بندگي، آماده بودن و توشه برداشتن براي سفر آخرت در جاي توشه گرفتن. زندگي دنيا شما را فريب ندهد، چنانكه پيشينيان شما را كه گذشتند و رفتند فريب داد؛ آنان كه شير آن را دوشيدند و فريب آن را خوردند و شمارهي آن را از بين برده روزهايش را به بيخبري به سر بردند و تازهي آن را كهنه كردند، خانههايشان گورها و دارايي آنان ميراث ديگران گرديد. هر كه بر سر گورشان آمد نميشناسند و به كسي كه برايشان بگريد اهميت نميدهند، و به كسي كه آنان را بخواند پاسخ نميدهند: "فاحَذروا الدّنيا فإنّها غَدّارةٌ غَرّارةٌ خَدوعٌ، مُعطيةٌ مَنوعٌ، مُلبسةٌ نَزوعٌ، لا يَدومُ رَخاؤُها و لا يَنقضي عَناؤُها و لا يَركدُ بَلاؤُها"3 ؛ پس از دنيا بپرهيزيد كه بسيار مكركننده،فريب دهنده و بازي دهنده است. بخشندهاي است پس گيرنده و پوشانندهاي است كَننده (اگر چند روزي به كسي روي آورد و كالايي به او ارزاني داشت، به زودي به او پشت كرده، از او پس ميگيرد). آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نميرسد،و بلا و درد آن آرام نميگيرد. 4
1 - نهج البلاغه، حكمت 415.
2 - نهج البلاغه، خطبهي 230.
3 - نهج البلاغه، خطبهي 230.
4 - معاد درقرآن:ص 61-64
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
جيني دختر کوچولوي زيبا و باهوش پنج ساله اي بود ...
يک روز که همراه مادرش براي خريد به مغازه رفته بود، چشمش به يک گردن بند مرواريد بدلي افتاد که قيمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو مي خواست.پس پيش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره.
مادرش گفت : خب! اين گردنبند قشنگيه، اما قيمتش زياده،اما ميگم که چکار ميشه کرد!
من اين گردنبند رو برات مي خرم اما شرط داره : ' وقتي رسيديم خونه، ليست يک سري از کارها که مي توني انجامشون بدي رو بهت مي دم و با انجام اون کارها مي توني پول گردن بندت رو بپردازي و البته مادر بزرگت هم براي تولدت بهت چند دلار هديه مي ده و اين مي تونه کمکت کنه.'
جني قبول کرد.. او هر روز با جديت کارهايي که بهش محول شده بود رو انجام مي داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم براي تولدش بهش پول هديه مي ده.بزودي جيني همه کارها رو انجام داد و تونست بهاي گردن بندش رو بپردازه.
واي که چقدر اون گردن بند رو دوست داشت.همه جا اونو به گردنش مي انداخت ؛ کودکستان، رختخواب، وقتي با مادرش براي کاري بيرون مي رفت، تنها جايي که اون رو از گردنش باز ميکرد تو حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکنه رنگش خراب بشه!
پدر جيني خيلي دوستش داشت. هر شب که جيني به رختخواب مي رفت، پدرش کنار تختش روي صندلي مخصوصش مي نشست و داستان دلخواه جيني رو براش مي خوند. يک شب بعد از اينکه داستان تموم شد، پدرجيني گفت :
- جيني ! تو منو دوست داري؟
- اوه، البته پدر! تو مي دوني که عاشقتم.
- پس اون گردن بند مرواريدت رو به من بده!!!
- نه پدر، اون رو نه! اما مي تونم رزي عروسک مورد علاقمو که سال پيش براي تولدم بهم هديه دادي بهت بدم، اون عروسک قشنگيه ، مي توني تو مهموني هاي چاي دعوتش کني، قبوله؟
- نه عزيزم، اشکالي نداره...
پدر گونه هاش رو بوسيد و نوازش کرد و گفت : 'شب بخير کوچولوي من.'
هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خوندن داستان ،از جيني پرسيد:
- جيني! تو منو دوست داري؟
اوه، البته پدر! تو مي دوني که عاشقتم.
- پس اون گردن بند مرواريدت رو به من بده!
- نه پدر، گردن بندم رو نه، اما مي تونم اسب کوچولو و صورتيم رو بهت بدم، اون موهاش خيلي نرمه و مي توني تو باغ باهاش گردش کني، قبوله؟
- نه عزيزم، باشه ، اشکالي نداره!
و دوباره گونه هاش رو بوسيد و گفت : 'خدا حفظت کنه دختر کوچولوي من، خوابهاي خوب ببيني.'
چند روز بعد ، وقتي پدر جيني اومد تا براش داستان بخونه، ديد که جيني روي تخت نشسته و لباش داره مي لرزه.
جيني گفت : ' پدر ، بيا اينجا.' ، دستش رو به سمت پدرش برد، وقتي مشتش رو باز کرد گردن بندش اونجا بود و اون رو تو دست پدرش قل داد.
پدر با يک دستش اون گردن بند بدلي رو گرفته بود و با دست ديگه اش، از جيبش يه جعبه مخمل آبي بسيار زيبا رو درآورد. داخل جعبه، يک گردن بند زيبا و اصل مرواريد بود!!! پدرش در تمام اين مدت اونو نگه داشته بود.
او منتظر بود تا هر وقت جيني از اون گردن بند بدلي صرف نظر کرد ، اونوقت اين گردن بند اصل و زيبا رو بهش هديه بده ...
خب! اين مسأله دقيقا ً همون کاريه که خدا در مورد ما انجام ميده!
او منتظر مي مونه تا ما از چيزهاي بي ارزش که تو زندگي بهشون چسبيديم دست برداريم، تا اونوقت گنج واقعي اش رو به ما بده.
اين داستان باعث شد تا درباره چيزهايي که بهشون چسبيده بودم بيشتر فکر کنم ...
باعث شد ، ياد چيزهايي بيفتم که به ظاهر از دست داده بودم اما خداي بزرگ، به جاي اونها ، هزار چيز بهتر رو بهم داد...
ياد مسائلي افتادم که يه زماني محکم بهشون چسبيده بودم و حاضر نبودم رهاشون کنم، اما وقتي اونها رو خواسته يا ناخواسته رها کردم خداوند چيزي خيلي بهتر رو بهم داد که دنيام رو تغيير داد...
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::

به گزارش ایسنا، این کرم كه به تازگی توسط Walling Data، شركت توزیع كننده محصولات امنیت اینترنت AVG كشف شده، توسط هیچ یك از محصولات آنتیویروس شناسایی نشده است با این حال تهدید خطرناكی محسوب نمیشود زیرا شمار اندكی از رایانهها به آن آلوده شدهاند.
ورم اوباما از طریق درایو USB و با استفاده از امكان اجرای خودكار ویندوز (اتوران) خود را در هر درایوی كه به آن متصل میشود به طور خودكار نصب میكند.
برخلاف بیشتر نرمافزارهای مخرب دارای اهداف مالی، کرم اوباما شماره كارت اعتباری كاربر را به سرقت نمیبرد و یا رایانه كاربر را به رایانههای آلوده تحت كنترل از راه دور معروف به زامبی تبدیل نمیكند.
متخصصان حدس میزنند این کرم توسط یک دانش آموز نوشته شده باشد.
در حقیقت این کرم به نوعی طراحی شده تا هر روز تصویر كوچك اوباما را در انتهای گوشه راست رایانه نمایش دهد اما به اندازهای بد نوشته شده كه رایانه آلوده را پس از مدتی غیر قابل اجرا میكند.

